تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 1:56 | نویسنده : hamed-biyar

با اینکه دوست ندارم سر به تنت باشه اما وقتی میگی :
از صفحه ی چند تا چند حذف …
دوست دارم پاشم وسط کلاس ماچت کنم
مرسی معلم جونم
پست اولی:نیازمند حمایت



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 1:56 | نویسنده : hamed-biyar

من یه سوال داشتم از اقای م.ک.ر مهندس مملکت

عایا این "م.ک.ر " منظورت مخلوط کوبیده رودخانه ای هستش یا اسمتون؟؟؟



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 1:55 | نویسنده : hamed-biyar

واسه یکی از امتحانام یه هفته وقت داشتم ولی اینقدر که توی یه ساعت مونده به امتحان درس خوندم توی 167ساعت قبلی نخوندم..!



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 1:52 | نویسنده : hamed-biyar

به دلم مونده یه شب فقط یه شب..... تویه اتاق هیچ جک و جونوری نبینم
اصلاً معلوم نیست اینجا خوابگاهه یا باغ وحش؟؟؟؟



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 1:52 | نویسنده : hamed-biyar
عاغا استاد اومده سر کلاس میگه یه زن و شوهر هستن یه بچه دارن به اسم مثلا وحید ،وحید از هفت سالگی هر روز میرفته برا خونه نون میخریده، حالا وحید بزرگ شده رسیده به پونزده سال و یه روز مامان باباش میبینن وحید نون نخریده و داره تو کوچه بازی میکنه باباش میره بیرون داد میزنه که وحید بیا ببینم ،وحید میاد ، بهش میگن نون نخریدی میگه (نه) و این نه یعنی آقا وحید یا عاشق شده زن میخواد یا میخواد بگه بابا ماشین مدل بالا بخر یا میخواد بگه بالا شهر بریم خونه بخریم ، یا پول تو جیبیش کمه ، خب حالا اگر شما جای بابای وحید بودید چکار میکردید ؟منم گفتم استاد میگفتم وحید بابا برو بازی کن خودم میرم نون میخرم !!! والا اااا خداییش فکر کنم تا حالا اینقدر قانع نشده بود

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 1:51 | نویسنده : hamed-biyar

عاقا
{بعله حالا فهمیدین کنکور پارسال 2رقمی بودم!!!!}
فانتزی من اینه ...یه بار 3نصفه شب از خوابگاه بزنیم بیرونو ای نگهبانه گیر بده...



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 1:51 | نویسنده : hamed-biyar

زندگی تویه خوابگاه باعث میشه تفاوت ها خیلی خوب احساس بشن...
.
.
.
مثل تفاوت قبل از آرایش و بعد از آرایش

کلاً قیافه ها عوض میشه!!!!!بعضی ها را هم که اصلاً نمیشه شناخت!!!